تبليغاتX
از "الف" تا "ی"...

از "الف" تا "ی"...
 
من برای نوشتن، به تهدید واژه ها جان می سپارم...
تولد آغاز رویش است و مرگ آغاز شکفتن...

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم آبان 1386 توسط قلم |
می بینم و می شنوم... می بینم که آسمان در بی نهایت خود زمین را لمس می کند... و می شنوم صدای تحسین باد ها را که با هر وزش خود٬ با دست برگ ها برای زیبایی آفرینش کف می زنند و هورا می کشند برای این هنر پویا... خدایا شکرت...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم آبان 1386 توسط قلم |
تصویر ها در آینه ها نعره می کشند:
ما را ز چارچوب طلایی رها کنید
ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم
دیوار های گور ناله می کنند:
ما را چرا به خاک اسارت نشانده اید؟
ما خشت ها به خامی خود شاد بوده ایم
تک تک ستارگان همه با چشم های تر
دامان باد را به تضرع گرفته اند
کای باد ما ز روز ازل این نبوده ایم
ما اشک هایی از پی فریاد بوده ایم
غافل که باد نیز عنان شکیب خویش
دیریست کز نهیب غم از دست داده است
گوید که ما به گوش جهان٬ باد بوده ایم
من باد نیستم
اما همیشه تشنه ی فریاد بوده ام
دیوار نیستم
اما اسیر پنجه ی بیداد بوده ام
نقشی درون آینه ی سرد نیستم
زیرا هر آن چه هستم٬ بی درد نیستم
اینان به ناله آتش درد نهفته را
خاموش می کنند و فراموش می کنند
اما من آن ستاره ی دورم که آب ها
خونابه های چشم مرا نوش می کنند

نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم آبان 1386 توسط قلم |
حدود سه هفته است که تصمیم گرفتم در برابر همه چیز سکوت کنم. دو هفته است که در برابر همه چیز سکوت می کنم. می خواهم آن قدر در برابر همه چیز سکوت کنم که واژه ها معنایشان را به التماس برایم تفسیر کنند...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم آبان 1386 توسط قلم |
"خانه ی دوست کجاست؟"٬ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"نرسیده به درخت٬
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن٬ عشق به اندازه ی پر های صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل٬
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین از حرکت می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه ی نور
و از او می پرسی
خانه ی دوست کجاست؟"

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم آبان 1386 توسط قلم |
درباره من...

اسم: میم...
اسم فامیل: میم...
صادره از مشهد!...
روز تولد: یکی از واپسین روزهای ماه قبل از تجدید، سنه ی یک هزار و سیصد و اندی...
رشته ی تحصیلی: آزمایشگاه...
پست الكترونيك
Blog Skin