ببخشید که بدون اجازه رفتم سر وسایلت...
ببخشید که بدون اجازت اون برگه هایی رو که جا گذاشته بودی خوندم...
ببخشید که بدون اجازه اومدم تو وبلاگت...
ببخشید که بدون اجازه تو مطالبت دخل و تصرف کردم...
ببخشید که بدون اجازه پس وردتو عوض کردم...
ببخشید که ایمیل به اون بی مودبانه ای برات فرستادم
...
اما میخوام این اماناتت رو بریزم این تو و کاغذ ها رو بسوزونم...
می دونی که ما اینجا چقدر در مضیقه هستیم... خوابگاه دیگه هیزممون رو تامین نمی کنه
...
دیگه اگه بیای هم تا صلاح ندونم پس ورد بی پس ورد...
اینم عاقبت لجبازی تا عبرتی بشوی به قول خودت برای قوم آیندگان
...
تا امروز نوشتی به سلیقه ی خودت... از امروز بخون به سلیقه ی من از نوشته های خودت که جا گذاشتی... فقط هفته ای یه دونه... تا تموم نشن پس وردتو بهت نمیگم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*امضا: نایب قلم...
ببخشید که بدون اجازت اون برگه هایی رو که جا گذاشته بودی خوندم...
ببخشید که بدون اجازه اومدم تو وبلاگت...
ببخشید که بدون اجازه تو مطالبت دخل و تصرف کردم...
ببخشید که بدون اجازه پس وردتو عوض کردم...
ببخشید که ایمیل به اون بی مودبانه ای برات فرستادم
اما میخوام این اماناتت رو بریزم این تو و کاغذ ها رو بسوزونم...
می دونی که ما اینجا چقدر در مضیقه هستیم... خوابگاه دیگه هیزممون رو تامین نمی کنه
دیگه اگه بیای هم تا صلاح ندونم پس ورد بی پس ورد...
اینم عاقبت لجبازی تا عبرتی بشوی به قول خودت برای قوم آیندگان
تا امروز نوشتی به سلیقه ی خودت... از امروز بخون به سلیقه ی من از نوشته های خودت که جا گذاشتی... فقط هفته ای یه دونه... تا تموم نشن پس وردتو بهت نمیگم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*امضا: نایب قلم...
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم فروردین 1387 توسط قلم
|


