تبليغاتX
از "الف" تا "ی"...

از "الف" تا "ی"...
 
من برای نوشتن، به تهدید واژه ها جان می سپارم...
تا به اكنون چند فردا را به اميد آن فرداي خيالي در پشت عقربه ها جا گذاشته ايم؟!...
فرداي حقيقي همين الان است... عقربه بزرگه... عقربه كوچيكه...
خار قرمزي كه ارزش ثانيه هاي عمرمان را از بر ميخواند!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از آنجا كه تا سه نشود، بازي نشود: کافه طنز

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط قلم |
ادای فکر کردن را در می آوریم و از تفکر خسته می شویم... گویی خو کرده ایم به گناه انسانیت... عادت کرده ایم به روز مرگی هایمان... توجیه می کنیم که ترک عادت موجب مرض است!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نكته: كافه طنز

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 توسط قلم |
گاه غزل زندگي سر از حبسيات در مي آورد... آنقدر که در زندان مخوف جسم دست و پا مي زنيم و کسي را گوش شنيدن نيست... همه محو سخن گفتن اند...
هيچ کس پاسخي نمي دهد که چه کنيم با اين جان اسير جسم شده مان؟...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نکته: کافه طنز

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم آبان 1387 توسط قلم |
درباره من...

اسم: میم...
اسم فامیل: میم...
صادره از مشهد!...
روز تولد: یکی از واپسین روزهای ماه قبل از تجدید، سنه ی یک هزار و سیصد و اندی...
رشته ی تحصیلی: آزمایشگاه...
پست الكترونيك
Blog Skin