نمي خواهم دنيايي را كه فقط از من پر شده باشد...
تنها آينه ام را شكستم تا ديگر هرگز خودم را نبينم...
تنها آينه ام را شكستم تا ديگر هرگز خودم را نبينم...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط قلم
|
|
از "الف" تا "ی"... من برای نوشتن، به تهدید واژه ها جان می سپارم...
|
||
|
نمي خواهم دنيايي را كه فقط از من پر شده باشد...
تنها آينه ام را شكستم تا ديگر هرگز خودم را نبينم... نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط قلم
|
کاش باز هم کودک بودم تا به سبب جهالت کودکانه ام دروغ بزرگتر ها آشفته ام نمی ساخت... کاش همیشه کودکی بودم با رؤیای بزرگ شدن نه بزرگی در بند کابوس های نوجوانی٬ جوانی٬ پیری و...
کاش در کودکیم زمان مکثی هرچند کوتاه کرده بود... نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 توسط قلم
|
تجربه کردم که نباید بی تجربگی را تجربه کرد...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1387 توسط قلم
|
هميشه سرمان بي كلاه مي ماند...
اين بار كلاهمان بي سر مانده است!... نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم دی 1387 توسط قلم
|
احساس با وزنه هاي عقل ميزان نمي شود!...
اين روزها وزنه ها هم كم كاري مي كنند و همكاري نمي كنند!... نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم دی 1387 توسط قلم
|
1. يك زبان دارم دو تا دندان لق/ مي زنم تا زنده هستم حرف حق...
2. يك زبان دارم دو تا دندان لق/ مي زنم تا مي توانم حرف حق... 3. انتشار گل آقا متوقف شد!... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گويا ديگر حرف حقي نمانده كه از فاصله ي لقي دلنشين آن دندان هاي بر حق، بر دل ها نشيند و با دل ها بازي كند... نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط قلم
|
تمام دنیا تو را زمزمه می کنند و تو مرا می خوانی!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گاهی اوقات خاطرات٬ آدم را به تورق در گذشته ها وا می دارند... نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1387 توسط قلم
|
|
||