جامه ی فعلیت پوشاندن به قوای خاموش ذهن در بستر کاغذی دنیای واژه ها... با روحی که در خون قلمم جریان دارد... همان خونی که از فاجعه ی مرگ انسانیت هر ثانیه سیاه می شود و نیازمند تصفیه...
------------------------------------------------------------
۱. نمی فهمیدم که نمی فهمم... آن آهنگ... یاد الله اکبر آن جماعت تابوت بر دوش... و کودکی... و کودکی... و کودکی...
۲. دیشب ساعت ۹... تهران...
۳. کارورزی در تهران... بیمارستان...