چند كلمه حرف ناحساب!...
خواسته يا ناخواسته: شوخي شوخي به دنيا آمدم و بايد جدي جدي زندگي كنم!...
بودن يا نبودن!... مرزش يك نون است سوار بر قامت من!...
تمام عيب كار ما از محكم كاري هاي ديگران است!...
سكوت حرمت است نه حماقت!...
باسيل هاي گرم منفي و كوكسي هاي گرم مثبت درون مغزم اغتشاش كرده اند!...
روزي پنج بار جسمم را فراموش مي كنم و باز تو به من روح مي بخشي!...
آسمان دلم كه ابري مي شود چشمانم مي بارند!...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علي الحساب همين و ديگر هيچ!...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 18:54 توسط قلم
|